تنها
تنها اومده !
تنها میره !
تنهاش میزارن !
تنها نمیزاره !
تنها یه ارزو داره !
اونم اینه که تو تنهاش نزاری !!!
خودم با خدام تنها
تنها اومده !
تنها میره !
تنهاش میزارن !
تنها نمیزاره !
تنها یه ارزو داره !
اونم اینه که تو تنهاش نزاری !!!
چه حس خوبی داره غرورتو برای کسی که میدونی دوست داره زیر پا بزاری
همین
دلم می خواست
پرنده ای بود و روی درخت سبز پنجره ام مینشست
یک روز سرد بارانی پیکر خیس و لرزانش را پناه می دادم
ذلم می خواست
دفیر خاطراتم بود و تا اخر دنیا ورق داشت
یک روز که غمم بود حرف های بیس رنگ دلم در ان رنگ میگرفت
دلم می خواست
صنذوقچه ی کوچکی گوشه اتاقم بود
و من حجم سبز خیالم را در ان پنهان می کردم
دلم می خواست
طرحی بود که هیچگاه رنگ نمی شد
بی قاب به وسعت دیوارهای اتاقم گسترده بود
دلم می خواست
همیشه بود و من چون روح
در هوایی که نفس می کشید
تا ابد معلق می ماندم
بی فاب
میگفتم یعنی چی
اینا هم چقدر کلاس میذارن
مگه میشه ادم ندونه چشه
الاااااااااااااااااااااااااان
مننننننننننننننننننننننننننننننننن
دنباله ارامشمممممممممممممممممممممممممممممممم
![]()
![]()
در به در دنبالشم
نمیدونم کجا باید پیداش کنم
ارامش من کجاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااست؟!!
الان میفهمم ارامش نداشتن کلاس کذاشتن نیست
یه نیازه درونیه
که اگه هیچیت کم نباشه
بازم بعضی وقتا نداریش
تازه
کسایی هم که بهم ارامش میدن یکی یکی ترکم میکنن
تقصیره منه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مشکل منم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
سبب منننننننننننننننننننننننننننننم
الان معنیه این اهنگ شادمهرو با دلو جون درک میکنم
سبب منم که میشکنم اما حرفی نمیزنم
اگه هیچکس براکم نموند واسه اینه که سبب منم!!!
من دارم چیکار میکنم
حالم واقعا بده
نفسم داره بند میاد انگار
اگه چیزای که شنیدم راست باشه
خفه میشم
میمیرم
مطمئنم که میمیرم
خدایا
این یکی دیگه نهههههههههههههههههههه
فقط خاستم خودمو خالی کنم نیازی به نظر نیست

فقط کسی
معنیه دلتنگی رو درک میکنه
که طعم وابستگی رو
چشیده باشه
پس هیچوقت به کسی وابسته نشو
که سرانجام ان دلتنگیست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کسی که تو دوسش داری
همه حقی نسبت به تو داره
حتی حق داره تورو
دوست نداشته باشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تنهای رو فقط با نبض پنجره ای میشه اندازه گرفت
که از پشت اون
همه یه غربتت رو میبینی
غربتی که بین انبوه دوستانت داری!!!
و من
خیلی وقته
که طعم این تنهایی رو احساس کردم

پر راز سنگین معترض عاصی

و اینک
ادم و حوا
دو جسم و یک روان
شادو بسی خوش دل
به هر سو می روند
سر مست از لطف خداوندی
که تنهایی فقط
ذات خداوند است
پس چه شد؟!
ابلیس چون امد
چه افسونی
چه فکری
حیله ای افکند

تا حوا به دام افتاد؟!
چرا حوا؟
و نه ادم؟!
پس چرا اینگونه شد؟!
گندم کجا بود؟
وشاید سیب
از سرخی و خون و لجاجت!
منع خوردن
حدو مرز
ازادی نسبی!
یا اطاعت.پیروی
گردن نهادن بر کلام و نهی او
یا
ازمونی سست و ساده؟!
هرچه بود
اینک زمان قهرو تنبیه و مجازات است
قهرو تنبیه و مجازات
نیمه ای ان سوی لطف و مهربانی
بخشش و رحم است
وقت راندن
طرد گشتن
از بهشت پرز نعمت
راحتی اسودگی
خوبی صفا
کوتاه مدت
از برای ادم و حوا
وپرسش
همچنان در جای خود باقی ست
چرا حوا؟
چرا گندم؟
چرا سیب و
چرا ابلیس؟!
چرا بی اذن وارد شد
درون ان حریم پاک
چرا حوا به دام افتاد؟
چرا ادم موافق بود؟!

واکنون من کجایم؟
ما کجاییم؟
این همه بیداد ظلم از چیست؟؟؟!!!
این گناه مادر من بود
یا پدر
این گونه بی باک از جسارت
از عقوبت
چشم بر بست و بسی
غافل ز تلبیس و ریا
بار سفر را بست
و پرسش همچنان باقی ست

چرا حوا؟
و نه ادم!
و شاید ادم و حوا!
و نه گندم و نه سیب
تنها خطایی.اشتباهی!
کنجکاوی
ذات انسان است
و من در این معما
خسته از تبعید
به دنبال جوابی ساده می گردم
گناهم چیست؟؟؟!!!

نظر
بدو...
بدو نظر بده![]()
نییییییییییییسسسسسسسست
هیچکس....![]()
باز غم باد گرفتم![]()